ناصر الدين شاه قاجار
مقدمه 5
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
روز 21 شوّال را در علىآباد ( در راه تهران قم ) مانديم امّا با وضع بسيار بدى زيرا هوا از شدّت گرما طاقتفرسا بود و اسبان ما غذاى كافى نداشتند منزل ما در بيابان ريگزار و خارج از آبادى قرار داشت و در آن هيچ چيز جز چند سياه چادر ايلياتى ديده نميشد بعلاوه در آبادى هم هرچه بدست ميآمد بغارت مسافرين رفته بود . من دو نفر سوار به اين سياه چادرها فرستادم و ايشان به زحمت زياد توانسته بودند قدرى كاه و جو براى اسبهاى ما بخرند اين بيچارهها بقدرى فقيرند كه زندگانيشان روز بروز ميگذرد و استطاعت اينكه خوراك بيش از يك روز چند حيوان باركش را كه حياتشان بسته به حفظ آنها است تهيّه به بينند ، ندارند . « 1 » محمّد حسنخان اعتماد السّلطنه كه در اين سفر جزء ملتزمين ركاب بوده است در آغاز مسافرت وقتى كه اردو از تهران وارد كهريزك شده بود در اينباره چنين مينويسد : « . . . با اينكه نزديك شهر هستيم قحطى در اردو بدرجهاى است كه براى احدى نان پيدا نميشود . . . با اينكه 170 خروار گندم از انبار داده شده و ميرزا عيسى خان وزير تهران براى هر تنورى سيصد تومان نقد داده پولها را خورده گندمها را فروختهاند . . . . » . « 2 »
--> ( 1 ) - سفرنامهء دكتر فووريه ، صفحهء 257 . ( 2 ) - روزنامهء خاطرات اعتماد السّلطنه ، بكوشش ايرج افشار ، چاپ اميركبير ، سال 1345 صفحه 928 يادداشت سهشنبه 18 شوّال 1309 ) .